شاید هیچ کس فکر نمی کرد که روزی را ببیند که در آن روز نادرترین اتفاق تاریخ را تماشا کند.

صبح از خواب برمی خیزی- اگر شب خوابیده باشی- ناگهان می بنی که در خبرها خبری حیرت انگیز تو را از جایت می کند: رئیس جمهوری ونزویلا در اتاق خوابش دستگیر و به نیویورک منتقل شد.

واقعن عجیب تر از این خبر را شاید خبرنگارها گزارش نکرده باشند. شاید هم خبری بوده باشد مثل دستگیری صدام، مرگ قذافی و سقوط مبارک و جدیدتر هم فرار اسد از سوریه.

آن خبرها در نوع خود بمب هایی بودند که می توانستند آدمی یا شنونده و خواننده را به حیرت وادارند. ولی این که مادورو را در عرض نیم ساعت دستگیر کنند و سوار کشتی اش کنند، نسبت چندانی با خبرهای مشابه گفته شده ندارد. اگر چه در تاریخ معاصر مثلا سال 1990 آمریکا رئیس دولت دیگری مثل پاناما را درخاکش دستگیر کرد و بعد به نیویورک برد و محاکمه و زندانی اش کرد.

اما ماجرا مادورو، به دلیل وزن سیاسی او در آمریکای لاتین و حتی ارتباط او با ذو کشور قدرتمند جهان یعنی روسیه و چین، باعث شد که این حیرت و شگفتی شدید شود.

جهان هر روزش یک صفحه ای از تاریخ است و روز دستگیری او یقنین در صفحه تاریخ سیاسی جهان، برای آیندگان شگفت و عجیب خواهد بود. البته این نکته را باید متذکر شویم، گاهی برخی رخداداهای سیاسی شاید در زمان وقوع خودش خیلی مهم و شگفت انگیز باشنند، ولی چون با گذشت زمان و خلق رخدادهای جدید، گاهی آن خبرها فقط مختص روز وقوع آن خواهند شد و رنگ و وزن سیاسی آن تا همیشه تاریخ با تاریخ نباشد.

یادم هست وقتی نوریه گا را در پاناما دستگیر کردند، نه به راحتی دستگیری مادورو، آن روز هم رسانه های جهان شگفتی خود را نشان دادند، ولی آن رخداد به تاریخ پیوست و یاد آن زنده نشد تا زمانی که 13 دی فرا رسید و مادورو دستگیر شد و آن خاطره ی تاریخی یا رخداد سیاسی تاریخی در ذهن سیاستمداران و خاصه روزنامه نگاران زنده شذ.

حالا مشخص نیست که فردا چه بازی هایی خواهد داشت و دستگیری مادورو آخرین خبر مهم معاصر خواهد بود، یا رخدادهای شگفت انگیزتر از این هم به صفحه تاریخ اضافه خواهد شد.